سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

چرا دین اسلام و مذهب شیعه را انتخاب کردم ؟
قالب وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم

 

  • عدم وجود تناقض در قرآن 
  • صفات خداوند 
  • خشونت در اسلام ؟ 
  • جایگاه زن در اسلام 
  • برتری علی (علیه السلام) بر دیگر صحابه 
  • فضائل اهل بیت 
  • مقاومت 
  • معجزات علمی و اشکالات علمی
  • صحابه
  • رابطه پیامبر و امامان شیعه با ایرانیان 
  • دشمنان اهل بیت 
  • گسترش تشیع 
  • اسلام و برده داری 
  • توسل و شفاعت
  • رسالت پیامبر 
  • ولایتمداری 
  • کارنامه علمای اهل تسنن 
  • لعن 
  • منبع شناسی 
  • فقه شیعه 
  • زیارت 
  • عصمت معصومین 
  • فضائل اخلاقی 
  • عمر بن الخطاب 
  • جبر و اختیار 
  • خرافات ؟ 
  • حقانیت خلافت علی 
  • حضرت فاطمه
  • اسلام و بیگانگان 
  • آزادی بیان
  • ابوبکر
  • ابوالعلاء معرّی 
  • جنّ ، اجنة 
  • علم و دانش 
  • عفاف و حجاب 
  • متفرقه 
  • کارنامه علمای شیعه 
  • همسران پیامبر
  • نیاکان پیامبر
  • ملائکه
  • معجزات و کرامات اهل بیت
  • معجزات علمی و اشکالات علمی 
  • فقه شیعه
  • علم غیب
  • عایشه و حفصه
  • سوتی ها ؛ طنز
  • حیات برزخیه
  • تکفیر
  • بحث تحریف و حجیت قرآن
  • ارث

[ یادداشت ثابت - جمعه 93/8/3 ] [ 4:52 عصر ] [ Smuslim ] [ نظر ]

آقای عیرانی (ایرانی‌نما) که اومدید در خصوصی فحش دادید، دلیل فحاشی شما فقط و فقط دو چیز است!

1. ذات شما که ناشی از خویدوده است!

2. ناتوانی از پذیرش حق که آن هم فرع بر مورد اول هست! افرادی مانند شما نمیتونن مسلمان باشند! (نه اینکه نخواید! بلکه نمیتونید). پس همان بهتر که لامذهب (لامصّب) بمونید و در آتش خشم و عقده خود بسوزید. اگر سر سوزنی دلیل منطقی و عقلانی داشتید و اهل فکر کردن بودید هیچ وقت فحاشی نمیکردید. ولی چون برای وضعیت اسفناک و ناهنجاریهای ذهنی خودتون دلیلی ندارید، فحش میدید.

به هر حال هر وقت مثل آدمیزاد نظر دادید، دیدگاهتون منتشر میشه وگرنه برید بین همان لامصب‌ها و بی‌دین‌ها خود رو تخلیه کنید. هر چند هیج وقت تخلیه نمیشوید، و حتی پس از مرگ هم این عقده با شما خواهد بود.


[ دوشنبه 94/3/11 ] [ 6:10 عصر ] [ Smuslim ] [ نظر ]

«حدثنا خالد بن ذکوان قال: قالت الربیع بنت معوذ بن عفراء: جاء النبی (صلى الله علیه و آله و سلم) فدخل حین بنى على فجلس على فراشی، کمجلسک منى. فجعلت جویریات لنا یضربن بالدف ویندبن من قتل من آبائی یوم بدر إذ قالت إحداهن و فینا نبی یعلم ما فی غد، فقال: دعى هذه و قولی بالذی کنت تقولین.

خالد بن ذکوان از ربیع دختر معوذ بن عذراء روایت کرد: پیامبر اکرم پس از مراسم زفاف من، بر من وارد شد و بر بستر من نشست؛ مانند این لحظه که تو نشسته‌ای. دختران جوان دف می‌زدند... وقتی یکی از آنان گفت: میان ما پیامبری است که می‌داند فردا چه واقع خواهد شد؛ پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: این را رها کن و همان را بگو که قبلاً می‌گفتی!

سند: صحیح البخاری، بخاری، دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع، 1402ق، ج6، ص137.

سؤال از بزرگان اهل سنت! با این روایات جعلی می‌خواستید چه چیز را ثابت کنید؟ نشستن پیامبر در مجلس زنانه عروسی؟! از قدیم الایام، خواستید خوراک به امثال سلمان رشدی‌ها بدهید؟



[ یکشنبه 94/3/3 ] [ 9:58 صبح ] [ Smuslim ] [ نظر ]

ابن تیمیه، مدافع همیشگی بنی‌امیه در دفاع از یزید و تبرئه‌ وی از این ننگ ابدی در دفاعی جانانه و تمام قد از یزید می‌گوید: «یزید نه تنها قصد بی‌احترامی به حسین را نداشته و دستور کشتن او را صادر نکرده، بلکه بر اساس وصیت پدرش او را اکرام نموده و مقام او را شامخ می‌دانسته است.» و یا در جای دیگر می‌گوید: «یزید دستور کشتن حسین را نداده و به آن راضی هم نبوده، بلکه از چنین رویدادی متاثر گشته و اظهار تاسف نموده و به همین‌رو، حتی اجازه نداد سر حسین نزد او فرستاده شود.

سند:

منهاج السنة النبویة، ابن تیمیه، مؤسسه قرطبه، مصر، ج 4، ص 557.
مجموع الفتاوی، ابن تیمیه، مکتبة ابن تیمیه، ج 4، ص 486.


[ یکشنبه 94/3/3 ] [ 9:28 صبح ] [ Smuslim ] [ نظر ]

حدیث در منابع اهل سنت را بنگرید!

عن ابن عباس قال: سمع رسول الله صوت رجلین یغنیان وهما یقولان: ولایزال حواری یلوح عظامه، روى الحرب عنه أن یجن فیقبرا. فسأل عنهما. فقیل: معاویة و عمروبن العاص. فقال: اللهم ارکسهما فی الفتنة رکساً ودعهما إلى النار دعاً.

ابن عباس نقل می‌کند: در سفری پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) آوازخوانی دو مرد را شنید... پس پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) پرسید: کیستند. به ایشان گفتند: معاویه و عمروعاص. پس رسول خدا فرمود: خدایا! آن‌ها را گرفتار فتنه کن و در آن واژگون نما و به سختی به سوی آتش دوزخ بینداز.

سند : معجم الکبیر، طبرانی، دار إحیاء التراث العربی، ج11، ص32.

البته برخی از عزیزان در منابع روایی اهل سنت، این روایت را آوردند ولی نام معاویه و عمروعاص را حذف کردند!

عن یزید بن أبی‌زیاد عن سلیمان بن عمرو بن الأحوص قال أخبرنی رب هذه الدار أبوهلال قال سمعت أبابرزة قال: کنا مع رسول الله فی سفر فسمع رجلین یتغنیان، و أحدهما یجیب الآخر و هو یقول: لایزال حواری تلوح عظامه، زوى الحرب عنه ان یجن فیقبرا. فقال النبی: انظروا من هما. قال: فقالوا فلان وفلان. قال: فقال النبی اللهم ارکسهما رکسا ودعهما إلى النار دعا.

یزید بن ابی‌زیاد از ابابرزه نقل می‌کند: در سفری همراه با پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) بودیم که آوازخوانی دو مرد را شنید... پس پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: نگاه کنید که این دو نفر کیستند. گفتند: فلانی و فلانی. پس رسول خدا درباره آن دو فرمود: خدایا! آن‌ها را گرفتار کن و واژگون نما و به سختی به سوی آتش دوزخ بینداز.

سند: مسند احمد، احمد بن حنبل، بیروت: دارصادر، ج4، ص421.
المصنف، ابن ابی‌شیبه، بیروت: دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع، 1409ق، ج8، ص695.
مسند ابی‌یعلی، ابویعلی، دار المأمون للتراث، ج13، ص430.
معجم الاوسط، طبرانی، دار الحرمین للطباعة والنشر والتوزیع، 1415ق، ج7، ص133.


[ یکشنبه 94/3/3 ] [ 9:12 صبح ] [ Smuslim ] [ نظر ]

خدا ...


[ جمعه 93/8/2 ] [ 7:38 عصر ] [ Smuslim ] [ نظر ]

"کسی که میخواهد زنده بماند باید مبارزه کند و کسی که دست از مبارزه بردارد آن هم در جهانی که هستی آن وابسته به مبارزه کردن است لایق زنده ماندن نیست ."


[ چهارشنبه 93/7/9 ] [ 2:6 عصر ] [ Smuslim ] [ نظر ]

متن شبهه:

قرآن کریم سرشار از بی دقتی ها، تناقض ها، ناهمسازی ها، حشوها و غیره است. فرد می تواند صد ها مورد از این تناقضات/اشتباهات/ناهمسازی ها را در قرآن بیابد. موارد بالا مشتی بود نمونه ی خروار. با این حال هنوز هم قرآن برای اهل ایمان کسان معجزه ای می نماید. آیا این خود معجزه نیست؟

پاسخ :

آنچه از پاسخ به ادعاهای شبهه کنندگان روشن شد این است که در قرآن ابداً تناقضی وجود ندارد. نه تناقض و نه ناهمسازی و نه حشو و نه اشتباه. در این پاسخها تبیین نمودیم که اسلام ستیزان برداشتهای عجیب و ابلهانه خود را به قرآن تحمیل میکنند و با آمیختن رطب و یابس در هم، و با سفسطه و دستکاری در ترجمه‌ها، برداشتهای خود از قرآن را نقد میکنند و نام این کار را نقد قرآن میگذارند. این اینکه چنین افراد نابکاری دشمنان قرآن هستند، خود معجزه قرآن نیست ؟!   
عدم وجود تناقض در قرآن 

بس کن سخن از ترک و عجم، تازى و تاتار                           کاین داعیه را نیست کس امروز خریدار
یاد آور، ز آیین نبى، احمد مختار                   زان شیوه، و زان سیره، و زان رسم سزاوار


[ چهارشنبه 93/6/26 ] [ 8:42 صبح ] [ Smuslim ] [ نظر ]

متن شبهه:

مبدع ماکیاولیسم کیست؟غالباً ادعا میکنند که ماکیاولی اولین نظریه پرداز ددمنشی و بی اخلاقی سیاسی است. اما با کمی تدبّر درآیات کریمه ی قرآن درمی یابیم که همانا حضرت عُمر بن خطّاب راست گفت که: نیست معرفت مفیده ای مگر آنکه در قرآن یافت شود. اگر شک دارید آیات ذیل را ملاحظه فرمائید،به نظرتدقیق: 

پاسخ:

شبهه کننده در همین ابتدای کار، فرعونها و طاغوتهای تاریخ را تبرئه (منزّه) و قرآن را مبدع ماکیاولیست مینامد. در حالیکه ابن شبهه‌کنندگان خود به طریق ماکیاولیسم گام برمیدارند. در این 70 مورد شبهه بارها دروغ از آنان شنیده شد. بارها برداشتهای ناقص خود را به قرآن تحمیل کردند و سپس برداشتِ خود را نقد کردند و نامش را نقد قرآن نهادند! آیا اینها رفتارهای ماکیاولیستی نیست؟!!!!

قرآن نه تنها ماکیاولیسم را تأیید نمیکند، بلکه به رعایت عدالت و انصاف، حتی در میدان جنگ دستور میدهد. حتی وقتی ابراهیم فرزند کوچک حضرت محمد (ص) از دنیا رفت، همان زمان "خورشید گرفتگی" رخ داد. مردم گفتند: خورشید در غم درگذشت ابراهیم گرفت ! [اینجا اگر خود این شبهه‌کنندگان و پیروان ماکیاولیسم بودند، میگفتند: بله ! خوشید به خاطر من غمگین شد و گرفت] اما پیامبر مردم را دور خود جمع کردند و فرمودند: "این خورشید گرفتگی نشانه ای از نشانه‌‌های خداست و ربطی به درگذشت فرزند من ندارد." این نشان میدهد که پیامبر بر خلاف دشمنان اسلام، از سیاست دروغ و فریب استفاده نمیکردند. درباره سخن عمر بن خطاب هم منظور او برای ما قابل قبول نیست! منظور عمر این بود که همه کتابها غیر از قرآن باطل است! اما ما این را قبول نداریم. قرآن میفرماید که همه چیز در لوح محفوظ ثبت است. ما معتقدیم که منظور از لوح محفوظ، همان قرآن ناطق است. یعنی حقایقی که در قلب پیامبر و امامان است. قرآن کاغذی حجت است. اما به قرآن ناطق نیاز دارد. اما ادامه شبهه:

در قبول دین، اکراهى نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است. بنابر این، کسى که به طاغوت ( بت و شیطان، و هر موجود طغیانگر) کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمى چنگ زده است، که گسستن براى آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست. (256)سورة البقرة

قرآن بر اساس شرایط حکم میدهد. مثلاً جایی است که دشمن شما، با آرامی با شما گفتگو میکند. در این هنگام شما مجاز به خشونت نیستید. اما اگر دشمن شما دست به اسلحه برد شما هم حق دارید دست به اسلحه ببرید.

اینجا هم همین است. در دین اجبار نبود و نیست. حق روشن است. باطل هم مشخص است. مسلمان وظیفه دارد پیامش را ابلاغ کند و پیام خدا را به جهان برساند.

با کسانى از اهل کتاب که نه به خدا، و نه به روز جزا ایمان دارند، و نه آنچه را خدا و رسولش تحریم کرده حرام مى‏شمرند، و نه آیین حق را مى‏پذیرند، پیکار کنید تا زمانى که با خضوع و تسلیم، جزیه را به دست خود بپردازند! (29) سورة التوبة

اینجا هم حکم آیه اول نقض نشده است. قرآن نگفته اهل کتاب (پیروان ادیان آسمانی) را به زور مسلمان کنید. بلکه گفته است اگر آنان خدا و معاد را انکار کردند و به دشمنی با حقیقت پرداختند، با آنان بجنگید تا تحت تسلط شما باشند و خراجگذار شما شوند. (جزیه دهند). نهایت این آیه این است که آنان را تحت تسلط خود بگیرید. نه اینکه به زور مسلمانشان کنید. البته از دید فقه شیعه (اسلام حقیقی)، اجرای این آیه (جهاد ابتدایی) نیاز به حکم امام معصوم دارد و هرکسی نمیتواند خودسرانه کاری کند. امام معصوم هم بر اساس شرایط و نیازها و ضرورتها چنین دستوری میدهد.

(اما) وقتى ماه هاى حرام پایان گرفت، مشرکان را هر جا یافتید به قتل برسانید; و آنها را اسیر سازید; و محاصره کنید; و در هر کمینگاه، بر سر راه آنها بنشینید! هرگاه توبه کنند، و نماز را برپا دارند، و زکات را بپردازند، آنها را رها سازید; زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است! (5)سورة التوبة
هنگامى که با کافران در میدان جنگ روبه‏رو شدید گردنهایشان را بزنید، (و این کار را همچنان ادامه دهید) تا به اندازه کافى دشمن را در هم بکوبید; در این هنگام اسیران را محکم ببندید; سپس یا بر آنان منت گذارید (و آزادشان کنید) یا در برابر آزادى از آنان فدیه ( غرامت) بگیرید; (و این وضع باید همچنان ادامه یابد) تا جنگ بار سنگین خود را بر زمین نهد، (آرى) برنامه این است! و اگر خدا مى‏خواست خودش آنها را مجازات مى‏کرد، اما مى‏خواهد بعضى از شما را با بعضى دیگر بیازماید; و کسانى که در راه خدا کشته شدند، خداوند هرگز اعمالشان را از بین نمى‏برد! (4)سورة محمد
و آنها را هر کجا یافتید، به قتل برسانید! و از آن جا که شما را بیرون ساختند ( مکه)، آنها را بیرون کنید! و فتنه از کشتار هم بدتر است! و با آنها، در نزد مسجد الحرام (در منطقه حرم)، جنگ نکنید! مگر اینکه در آن جا با شما بجنگند. پس اگر (در آن جا) با شما پیکار کردند، آنها را به قتل برسانید! چنین است جزاى کافران! (191)سورة البقرة
اى پیامبر! مؤمنان را به جنگ با کافران تشویق کن(65)سورة الأنفال


بر خلاف دو آیه قبل، این آیات مربوط به آن دسته از مشرکین است که پیمان شکنی کردند. اگر آیه قبل و بعد این آیات را بخوانیم (مثلاً آیه 4 توبه) را بخوانیم میفهمیم که منظور از این مشرکین، همان پیمان شکنان و کسانی هستند که علیه مسلمانها جنگ به راه انداختند.

بله. تا وقتی که کافران (از گروه های مختلف) علیه اسلام دست به اسلحه نبردند، رفتار پیامبر با آرامش بود. اما وقتی دشمن دست به اسلحه برد، خدا هم حکم داد که مثل خودشان با آنها رفتار کنید. مشت در مقابل مشت، تیغ آخته در مقابل تیغ آخته ...

 آن دسته از کفار که که اصلاح پذیر نیستند یا علیه مسلمانان جنگ به راه بیاندازند (محاربه) یا تبلیغ سوء علیه اسلام کنند و حاضر به تغییر رفتار هم نباشند، خونشان مباح است و ما از این حکم حمایت میکنیم. وجود برخی مضر است. همانگونه که بی دینها انسان را جزوی از طبیعت میدانند و معتقدند که موجودات مضر باید حذف شوند، ما نیز همین اعتقاد را داریم و معتقدیم که موجوداتی که برای برقراری عدالت مضر هستند، باید حذف شوند. اولویت با هدایت و نجات است، اما اگر کسی نخواهد نجات یابد، باید حذف شود. تا هم جامعه آسیب نبیند و هم خود آن فاسق گناه بیشتر نکند و بیشتر در نکبت فرو نرود.



[ چهارشنبه 93/6/26 ] [ 8:42 صبح ] [ Smuslim ] [ نظر ]

متن شبهه:

انسان از خون لخته شده آفریده شده است...
اگر باور ندارید که کتاب زیست شناسی دبیرستان شما سرشار از مزخرفات است آیه ی زیر را بخوانید: سپس نطفه را بصورت علقه ( خون بسته)، و علقه را بصورت مضغه ( چیزى شبیه گوشت جویده شده)، و مضغه را بصورت استخوانهایى درآوردیم; و بر استخوانها گوشت پوشاندیم; سپس آن را آفرینش تازه ‏اى دادیم; پس بزرگ است خدایى که بهترین آفرینندگان است! (14)سورة المؤمنون

پاسخ:

متأسفانه شبهه‌کننده هنوز معنی تناقض را نمی‌داند. مثل اینکه هنوز کسی معنی کتاب را نداند، بعد ادعای تألیف کتاب داشته باشد. دلیلی نمیبینم که بخواهم با این شخص جواب دهم، اما برخی چنان در حماقت غرق هستند که انسان متعجب میماند. گفتیم که شبهه‌کننده فوق، هنوز معنی تناقض را نمیداند. تناقض یعنی اینکه در یک موضوع و موقعیت واحد، در یک شرایط و مناسبت، دو حکم متفاوت وجود داشته باشد. خوب! در قرآن، کجا حکمی خلاف این آیه گفته شده است؟!
قرآن از مراحل آفرینش جنین سخن گفته است و خلاف این هم چیزی نگفته. در حقیقت، قرآن در این مسئله دچار کدامین تناقضگویی شده ؟!!!!حکمی که متناقض با این آیات باشد، کجاست؟!!! به نظرم این شبهه‌کننده نادان میخواست بگوید که قرآن ضعف علمی دارد، اما به جای عبارت "ضعف علمی"، از واژه تناقض استفاده کرد. چون معنی تناقض را نمی‌دانست.

ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَمًا فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لحَْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا ءَاخَرَ  فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الخَْالِقِین‏ [مؤمنون/ 14]
سپس نطفه را بصورت علقه [خون بسته‏]، و علقه را بصورت مضغه [چیزى شبیه گوشت جویده شده‏]، و مضغه را بصورت استخوانهایى درآوردیم و بر استخوانها گوشت پوشاندیم سپس آن را آفرینش تازه‌‏اى دادیم. پس بزرگ است خدایى که بهترین آفرینندگان است.

آنچه بیشتر مورد تأکید شبهه‌کننده است، این عبارت است که "انسان از خون لخته شده آفریده شده است..." یعنی همان کلمه علقه در آیه را مورد حمله قرار داده است! پس ابتدا باید این کلمه‌ که از ریشه «علق» است، ترجمه و تفیسر شود. اصل ماده این کلمه، به معنای تعلّق داشتن چیزی به دیگری است به‌گونه‌ای که هیچ‌گونه استقلالی برای خود نداشته باشد. به مرحله‌ای از زندگی جنین «علق» یا «علقه» گفته می‌شود به این دلیل که به صاحب خود تعلق و وابستگی مطلق دارد و هیچ از خود ندارد.
برخی شبهه کرده اند که این این واژه‌، به معنای خون حیض است. اما چنین نیست. بلکه این واژه (عَلَقَة) نامی است که بر جنین در یکی از مراحل رشد آن نهاده شده است. طبق آیه فوق مرحله «علقه» (چه معنی خون بسته بدهد، چه به معنی جفتی چسبیده و وابسته به رَحِم مادر) مرحله بعد از نطفه است؛ یعنی وقتی نطفه تغییر شکل می‌دهد و وارد مرحله جدیدی از تکوین می‌شود، به آن «علقه» می‌گویند؛ مرحله‌ای قبل از مرحله «مضغه» (گوشت جویده شده). تصویری از عَلَقه (از سایت پزشکان بدون مرز) :

علقه

در تصویر فوق، جنین انسان در مراحل اولیه ی تشکیل به صورت لخته خونی است. مراحل بعدی...

تقریبا از روز هفتم پس از لقاح جنین ریز در رحم مادر لانه گزینی میکند. از روز 10م نیز قاعدگی مادر متوقف میگردد. از روز 18م قلب و چشمها شروع به شکل گیری میکنند و از روز 21 م به بعد تپش قلب جنین آغاز گردیده و خون جنین را در بدنش به گردش در می آورد البته این خون با خون مادر ارتباطی نداشته و گروه خونی متفاوتی نیز دارا میباشد. از روز  28م  به بعد چشمها، گوشها و سیستم تنفسی شروع به شکل گیری میکند. از روز 42م اسکلت بدن کامل میگردد (غضروف) و امواج مغزی قابل ثبت است.  از هفته 5 م دستها، پاها و چشمها شروع به رشد میکنند. از هفته 7م پلکها و انگشتان شکل میگیرند و بینی متمایز میگردد. در هفته 8 م تمام سیستمهای بدن شکل گرفته اند و رشد ناخنها آغاز میگردد... (سایت پزشکان بدون مرز، 5 خرداد 1388، مقاله "آشنایی با مراحل لقاح تا رشد جنین انسان")

نتیجه اینکه در آیه فوق هیچ نکته غیرعلمی وجود ندارد. نطفه وارد رَحِم مادر میشود (پس از ترکیب) در آنجا به صورت جسمی چسبیده و متعلق به رَحِم مادر قرار میگیرد (یا بنا بر برخی تفاسیر به صورت لخته خونی)، سپس با طی مراحل تکامل، به صورت تکه گوشتی جویده شده در میآید. آنگاه استخوانها (غضروفها) شکل میگیرد و سپس گوشت بدن آرام آرام به صورت کامل درمیآید و دست و پاها شکل میگیرند.

 


[ چهارشنبه 93/6/26 ] [ 8:42 صبح ] [ Smuslim ] [ نظر ]
   1   2      >
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم ، در پی جبران گذشته ام ، در این تارنما بیان خواهم کرد که چرا به اسلام بازگشتم ؟ چرا مذهب شیعه را انتخاب کردم ؟ بدین امید که پروردگارم قلم عفو بر گذشته ام بکشد .
امکانات وب